شنبه6اسفند90
دیروز قرار بود بریم اتاق خاله مریم تا از اونجا بریم خونه. ساعت 15:10 رفتم مهد.آویسا گلی منتظر مامانی بود.تامنو دید دوید طرفم.یه عالمه قربون صدقش رفتم. اونقدر که مامان پانیذ اعتراض کرد. خلاصه با همدیگه از مهد بیرون اومدیم و رفتیم اتاق خاله مریم. وقتی رسیدیم کسری تو اتاق بود. خاله مریم هم اومد. شما هم طبق معمول همیشه شروع کردی به شیطنت. با هم اومدیم تو سالن. همش می خواستی دستم رو ول کنی وخودت بدویی. خلاصه تو بدو من بدو. وقتی هم می آوردمت تو اتاق به همه چیز دست می زدی. اینم گوشه ای از شیطنت های خانوم...








مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



شنبه6اسفند90 
